امشب ویرانم...
با کلمات به ظاهر کودکانه ای که تو می گویی!
بادکنک ! بدهکاری! و کلمه ای که می لرزم و می ترسم از نوشتنش ...!
و تو هی این کلمه را تکرار می کنی و من در سکوتم ویران می شوم!
و تو با امید و خنده باز تکرار می کنی! و من خرد می شوم!
سکوت می کنم ! به این صفحه زل می زنم تا چشمانم را نبینی!
دل خوش به آخرین کلماتی هستم که تکرارشان می کنی:
امید و توکل!
همین...

|
« شعار عدالت در مسکو | صفحه اصلی | عنوانش با شما! » امشب ویرانم!دنبالکآدرس دنبالک برای این نوشته: |