خیال کن که غزالم بیا، و ضامن من شو
بیا که آتش صیاد، از زبانه بیفتد
...
اینجا!
این هم برای محمد عزیزم به یاد شب های خوب خوابگاه...سال اول دانشگاه و بچه مثبت بودن ها...چقدر این را می خواندیم و چقدر...:
من آمده ام گدای این در گردم
مشمول عطا و لطف داور گردم
با دست تهی آمدنم عیبی نیست!
عیب است که با دست تهی برگردم...


یا امام رضا...
ارسال توسط فاطمه | March 8, 2008 8:43 AM
Posted on March 8, 2008 08:43