نوشته شده
در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : خرداد ۲۰م, ۱۳۸۸
در این موج انتخاباتی هیچ چیز لذت بخش تر از تقدیم گل به دوستانم نیست.انتخابات تمام می شود و موج ها می خوابد و برنده آنان اند که دل و دین و عقل و هوش خود را در گرو این امواج نسپارند و پذیرای رای ملت باشند و خوش گفت پیرجماران که : “میزان رأی ملت است.”
نوشته شده
در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : خرداد ۳م, ۱۳۸۸
حتماً شنیده و یا خوانده اید؛ خیاطان شیادی که پادشاهی را فریفتند و به او وعده دوختن لباسی را دادند که حرام زادگان نمی توانند آن را بر تن پادشاه رویت کنند.زمان پوشیدن لباس فرا رسید ، جشنی و همایشی و سمپوزیومی. مشاورین و معاونین شاه و از همه مهم تر شخص شاه ، از ترس اتهام حرامزادگی ، همگی به تشویق و تمجید و ذوق زدگی پرداختند و جو چنان مردم را گرفت که انگار نه انگار که لباسی بر تن پادشاه نیست.کودکی در آن میان فریاد زد: پادشاه لخت است! لخت است! لخت!.کودک معلوم الحال ،از عنایات فیلترینگ و ستاره دار شدن محروم نماند تا که دیگر شبهه افکنی نکند،عرض خود نبرد و بزرگان را به زحمت نیاندازد.
حکایت نظام های اجرایی در کشور ما و در رأس آن ریاست جمهوری بی شباهت به داستان بالا نیست.مدیری می آید با چند نفر انگشت شمار معاون و مشاور که دور او را احاطه کرده اند و او را با برنامه هایی عریان وارد نظام اجرایی می کنند و پایین دست ها هم ضمن تایید، تعریف و تمجید می کنند تا لباس اجرایی مدیر خوش جلوه کند.مدیر هم هر چقدر مخلص ،متعهد و حتی باسواد باشد ، جو ایجاد شده چنان بر وی تاثیر می گذارد تا جایی که شک نمی برد که ممکن است خطایی کرده باشد .از این رو، مصمم تر از قبل پیش می تازد و از عملکرد خود محکم تر دفاع می کند.
مدیریت اجرایی به سبک “لباس جدید پادشاه” اصلاح طلب و اصول گرا نمی شناسد، داستانی است تکراری که بیانگر نقش کم رنگ و نقص پررنگ خرد جمعی ما است.
کارشناسان،نشانه های خرد جمعی و توسعه یافتگی را در سه مقوله عنوان می کنند:
۱- توجه به دانش
۲- تولید فناوری
۳ – احساس مسئولیت ملی
به نظرشما نامزدهای انتخاباتی به مقولات فوق اهمیتی می دهند؟ کدام نامزد و یا نامزد ها؟ کدام مقوله ها و تا چه اندازه؟
نوشته شده
در قسمت :
نقد و نظر توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷
آیت الله توسلی تنفر امام از مقدس مآبان و متظاهران را این گونه ترسیم می کنند:
“امام مقدس واقعی را دوست می داشت ، آن چه موجب ناراحتی ایشان شده بود، مقدس مآبی بود.کسانی که سطح فهم و آگاهی شان کم بود ، ولی در پوشش اظهار قدس و تقوی ، اهداف خود را دنبال می کردند و و مانع اموری می شدند که نسبت به آن ها آگاهی نداشتند.

امام کسی بودند که در تمامی دوران نهضت ، از برخوردهای این قبیل افراد، زجر کشیده بودند، اساسا امام از تظاهر خوششان نمی آمد؛ به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند؛ مثلاً ایشان از تیمسار ظهیر نژاد خوشش می آمد؛ زیرا وی اهل تظاهر نبود.هر روز ریشش را تیغ می زد و همان طور خدمت امام می رسید! حتی خیلی ها خواستند ایشان را جابه جا کنند، ولی امام حاضر نمی شدند.
یادم است روزی عده ای از فرماندهان ارتش از جمله ، فرمانده ی نیروی هوایی که بعد معلوم شد آدم منحرفی هم بوده و ریشی هم گذاشته بود، خدمت امام آمده بودند، قرار شد فرمانده ی نیروی هوایی گزارش بدهد.قبل از گزارش ،شروع کرد به خواندن دعای فرج! آقای ظهیر نژاد گفت: آقا عوام نیستند، حرف را بزن! امام از این سخن خوششان آمد و خندیدند”
(از کتاب تحجر و تحجرگرایی از منظر امام خمینی (س))
نوشته شده
در قسمت :
از روسیه توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : دی ۱م, ۱۳۸۷
نگاه و مداقه و به تعاملات دو کشور ایران روسیه در تمامی حوزه ها ی سیاسی ، فرهنگی ، علمی و اقتصادی به خوبی بیانگر سردرگمی طرفین در ایجاد رابطه با یکدیگر است.به تحقیق سر و سامان دادن به این روابط جز با شناخت صحیح طرفین از یکدیگر میسر نخواهد شد و شناخت حقیقی بدون شک شناختی است مستقیم ، بی پرده و با زبانی مشترک.
متاسفانه باید اعتراف کرد که نه ایرانیان دست اندر کار در این امور زبان روسی را به خوبی می دانند و نه روس ها زبان فارسی را.هر چند تاریخچه ایران شناسی و آموزش زبان فارسی در کشور روسیه سابقه ای طولانی مدت دارد اما شرایط امروز دو کشور نیازمند به روز کردن کرسی های ایران شناسی و آموزش زبان فارسی می باشد.لازم به ذکر است که در کشور روسیه صد ها ایران شناس وجود دارند ، اما در کشور ایران تعداد روس شناسان و افراد مسلط به زبان روسی ، از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی کند.

مشکلات فوق ، طرفین را مجبور به استفاده از منابع و دریچه های واسطه می کند.به عنوان مثل غالب اخبار میان دوکشور از طریق رسانه های غربی و واسط که انگلیسی زبان هستند رصد شده ومخابره می شوند و بدون شک و به مقتضای فضای رسانه ای و ژورنالیستی ، خبر ها دستخوش تغییرات و در نهایت ارائه شناختی غیر مستقیم و ناصحیح می شوند.
شاید گفته های فوق تا حدی بیانگر نقش آموزش زبان روسی برای ما و زبان فارسی برای روس ها را برای شناخت هر چه بیشتر طرفین روشن سازد.
نوشته شده
در قسمت :
دستهبندی نشده توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : آبان ۲۵م, ۱۳۸۷


نوشته شده
در قسمت :
نقد و نظر توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : مهر ۱۷م, ۱۳۸۷
نکته ی جالبی وجود دارد که شاید کمتر به نظر و قلم بیاید و آن هم مقایسه ی، سبک رای دادن و انتخاب های سیاسی مردم پیش از رحلت امام و پس از آن است.در زمان حیات امام ، همگی مردم در “بله” گفتن و همراهی با نظرات امام هم نوا بودند ، اما پس از رحلت ایشان ، غالب انتخاب های سیاسی مردم در “نه” گفتن به وضعیت فعلی و تغییر به وضعیت سیاسی دیگر بوده است.نگاه تاریخی به گرایشات یکی درمیانی سیاسی دولت و مجلس در هر دوره به خوبی بیانگر این موضوع است.

این روزها وقتی با دوستان سخن از انتخابات می رانیم ، مخرج مشترک همگی نظرات “نیامدن احمدی نژاد” است.رای غالب دوستان بیش از آنکه خاتمی ، قالی باف ، ولایتی یا هر کس دیگر باشد ،رایی است که “نیامدن احمدی نژاد” را رقم زند.
به شخصه معتقدم نگاه بالا بیش از آنکه ناشی از عملکرد دولت باشد ، مشتعل از عملکرد شخص رییس جمهور در تعامل با مردم ، نخبگان و حتی مسئولین ، حامیان دولت و اصولگرایان است.
یکی از اساتید دانشگاه تهران و تحلیل گر مسائل سیاسی اجتماعی در مقاله ای به تحلیل در خصوص پخش قدرت میان دولت و مردم پرداخته بود و در یک تقسیم بندی ۱- دولت قوی تر از مردم ۲- مردم قوی تر از دولت ، معتقد بود که دولت احمدی نژاد در تقسیم بندی اول جای می گیرد و نظر به دولتی مقتدر و قدرتمند دارد تا مردمی قوی تر و موثر تر از دولت.
نگاه فعلی دولت به قدرت نه در ساختار سیاسی دنیای امروز صاحب امتیاز است و نه در بیان تئوریسین های جمهوری اسلامی از جمله امام خمینی که که فرمودند: “هر کاری را که مردم می توانند انجام دهند، دولت انجام ندهد و هر کاری را که مردم نمی توانند انجام بدهند، کار دولت است.”
مقوله ی “نقد” در دولت احمدی نژاد ، چه در شکل “درون گفتمانی” آن و چه از سوی مخالفین دولت ، محکوم و بعضا در حاشیه قرار دارد ، فارغ از فیلترینگ و توقیف روزنامه های جناح مقابل دولت ، بستن و یا توقیف موقت جراید و رسانه های اصولگرایی همچون خبرگزاری فارس ، همشهری جوان و سایرین ، نشان از آستانه ی پایین تحمل دولت در پذیرش انتقاد است.
چندی پیش با یکی از مسئولین دفاتر دولتی در مسکو صحبتی دوستانه داشتیم.برایش سوال بود که چرا نگاه انتقادی به مسائل دارم.وی معتقد بود که باید به “تمرین نگفتن” پرداخت ، اما با کمی بحث و استدلال ، در این نکته با من هم نظر شد که ،ریشه بسیاری از کم رشدی های گذشته و اشتباهات امروز ، ناشی از “ترویج نگفتن” است.
معتقدم باید گفت ، منصفانه گفت ، دلسوزانه گفت ،با مطالعه گفت و محترمانه گفت.
نوشته شده
در قسمت :
دستهبندی نشده توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : مرداد ۱۴م, ۱۳۸۷
“سجاد! چرا آپدیت نمی کنی؟”
سفر به ایران و هزاران برنامه و پروژه و کار و مهمانی و سفر و دید و بازدید، مگر فرصت تعمق بر موضوعات روز و آپدیت کردن را هم باقی می گذارد؟
گفتم بد نیست عکس های سفر شمال را بگذارم ، البته بخش گل هایش را!
تمام این زیبایی ها تقدیم به دوستان!
قدر مجموعه ی گل مرغ سحر داند و بس!





نوشته شده
در قسمت :
نقد و نظر توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷
بیست و نهم خرداد امسال برابر است با سی و یکمین سالگرد درگذشت معلم شهید علی شریعتی .خواسته یا ناخواسته و بنا به خصیصه ای که غالب ما ایرانی ها داریم ، ایام در گذشت و یا ولادت شخصیت ها ، فرصتی می شود برای فکر کردن و نگاشتن حتی به اندازه سطر و کلامی کوتاه در خصوص این بزرگان و اندیشه ها یشان.
غالب اتفاقاتی که با پیش وند “اولین” رخ می دهد ، در ذهن ما سال ها نقش می بندد: اولین دیدارها،اولین معلم ها و هزاران” اولین” ای که اگر زندگی روزمره ی خود را مرور کنیم به خوبی قابل یادآوری اند.
اولین آشنایی من با شریعتی بر می گردد به سال های اول دوران دبستان !.کنجکاوی های دوران کودکی ، زیرزمین پر رمز و راز خانه ی پدربزرگ و علاقه ی من به اشیا و عکس های قدیمی دست به دست هم می داد تا مرا مجبور به رصد کردن زیر و بم آن کنم.

در کنار ظروف رویی و مسی و آهن آلات و چراغ نفتی و کتاب های مهندسی به زبان سوئدی ،جزوه های کوچکی به چشم می خورد که تا مدت ها ، محتوای آن برایم مجهول بود.جزوه ها مال عموهایم بود که اوایل انقلاب در اروپا مشغول به تحصیل بودند.مجهولیت جذاب این جزوه ها باعث شد تا یکی را به غنیمت بردارم و به طبقه ی بالا منتقل کنم.از پدرم پرسیدم اینها چیست؟ .همانا توضیحات و آشنایی و من و شریعتی و امروزی که سال ها از آن اولین آشنایی می گذرد.
نقش فربه شریعتی در شکل گیری نهضت اسلامی و تاثیرات فکری آن بر جوانان آن دوره از تاریخ کشور به خوبی روشن و قابل تحسین است.تجلیل شریعتی حرکت شایسته ای است که هرساله از سوی گروه های مختلف فکری و دانشجویی انجام می شود.اما به بیانی، تحلیل این شخصیت ها در کنار تجلیلشان بهترین خدمتی است که می توان در حق این بزرگان به انجام رسانید.
دنیای روشنفکری غالبا با حرف ها ، حدیث ها و طعن همراه است ، شریعتی نیز از این قاعده مستثنی نبود.جسارت ،شجاعت و یقین شریعتی شاید مهمترین عواملی بود که وی را به ادامه ی روشنگری ها وسخنرانی های تند و تیزش تشویق و ترغیب می نمود.
به شخصه معتقدم سهم شریعتی در شکل دهی و تاثیر گذاری فکری و ایدئولوژیک ، سهمی است که به شدت وابسته به زمان خود است.شریعتی به عنوان روشنفکر دوران ناپایداری و بحرانی، رسالت خود را به خوبی انجام داد و حافظه تاریخی همه ی انقلابیون بر این مطلب صحه می گذارد.
اما سوالات و بحث های امروزی در خصوص شریعتی با این سوال شروع می شود که:
“آیا بسط و تعمیم تفکرات شریعتی ،در شرایط امروز جامعه ایران ،موثر ، و کارامد خواهد بود؟”
شاید استفاده از یک مدلسازی و تشبیه در پاسخ به سوال فوق و کلاُ سوال هایی از این جنس موثر باشد.در این مدلسازی نظام فکری و اندیشه یک شخص به یک بدن تشبیه می شود که اعضای این بدن همان افکار و عقاید آن شخص است.در این مدلسازی یک نظام فکری متعادل به صورت یک بدن متعادل قابل تصور است.هر چقدر اشراف فکری شخص نسبت به مسائل فکری بیشتر و قدرت تحلیل وی بهتر باشد بالتبع نظام فکری وی نیز متعادل تر و کارامد تر خواهد بود.
در مدلسازی و تشبیه مذکور، نظام فکری شریعتی به صورت بدنی با پاهای تنومند و تندرو و شاید چشمانی ضعیف قابل تصور باشد.القای تفاسیر محرکی ازمفاهیمی همچون جهاد ، هجرت و شهادت به عنوان مهمترین فعالیت شریعتی در زمان خویش بستر مناسبی برای پیشبرد انقلاب فراهم می آورد. معتقدم که ایران امروز تفسیر ایدئولوژیک و طبقاتی از مفاهیم دینی را به عنوان عاملی کارامد بر نمی تابد و بسیاری از تندروی های که امروز در سطح جامعه قابل ملاحظه است ،با نگاه فکری دیروز شریعتی قابل توجیه می شود.
نوشته شده
در قسمت :
نقد و نظر توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : خرداد ۲۱م, ۱۳۸۷
چندی پیش یک دانشجوی روس مقیم آمریکا که در رشته روابط بین الملل مشغول به تحصیل است، طی تماسی اینترنتی از من خواست تا برایش مطالبی در خصوص معرفی ایران به زبان انگلیسی پیدا کنم. ازقضا و بدون هیچ گونه ذهنیتی ، برای پیدا کردن یک معرفی مناسب و رسمی ، تصمیم گرفتم از بخش انگلیسی سایت سازمانی استفاده کنم که وظیفه اش فعالیت های فرهنگی در خارج از کشور و معرفی ایران و اسلام است. شاید درست حدس زده باشید : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
وارد صحفه اصلی سایت شدم و سپس روی بخش ایران کلیک کردم.
اولین جمله ای که در این صفحه نوشته شده است ، جمله ی ذیل است :
Iran was one of the first countries to be occupied by the early Islamic armies which burst out from Arabia in the seventh century.
ایران یکی از اولین کشورهایی بوده است که توسط ارتش های نخستین اسلامی که از عربستان خارج شدند، در قرن هفتم به اشغال در آمد!.

بد نیست بگویم که موضوع درخواست این دانشجوی روس مربوط می شود به اوایل ماه ژانویه ی امسال که با تغییر و تحولات در این سازمان مقارن می شد ، فلذا در آن موقعیت تصمیم گرفتم موضوع را در وب نگاشت مطرح نکنم وآن را به مسولین محترم فرهنگی این سازمان از طریق رایزنی فرهنگی ایران در مسکو اطلاع دهم و این کار را نیز کردم.اما با گذشت شش ماه ، هنوز هیچ تغییری در مطالب نوشته ی شده صفحه ی معرفی ایران سایت سازمان حاصل نشده است.مجددا نیز دو هفته ی پیش این موضوع را به معاون رایزنی فرهنگی ایران در مسکو اطلاع دادم و باز هم اتفاقی نیفتاد.
قصد ندارم نسبت به عملکرد این سازمان نقدی و یا مطلبی بنویسم ، نقدی که به جد می توان گفت مثنوی هزار دفتر می شود و مهمتر از آن متاسفانه غیر موثر بودن آن است ، چرا که افراد مختلف و مطرحی از درون و برون این سازمان فرهنگی ، هزاران نقد در سایت هایی با میلیون ها بیننده نوشته اند اما تاثیری نداشته است ، حال چه توقعی است که یک وبلاگ با میانگین بازدید روزانه ۵۰ نفر تاثیر گذار باشد ، هرچند، بعضاً ، همین بازدید ۵۰ نفره مشکلاتی را برایم فراهم کرده است.دغدغه شخصی خودم نسبت به مسائل جاری کشور ، معرفی کشورم و نیز علاقه ی شخصی ام به مسائل و موضوعات فرهنگی شاید مهمترین عوامل برای انتشار و نگاشتن در خصوص این موضوعات باشد.
به شخصه معتقدم کار فرهنگی در درجه ی اول نیاز به دو فاکتور اصلی ۱- استراتژی فرهنگی و ۲- به کار گیری اشخاص فرهنگی دارد.نگاه به فعالیت های فرهنگی ایران در خارج از کشور در مقایسه با فعالیت های سایر کشور ها ، به خوبی بیانگر نبود یک استراتژی تدوین شده و بلند مدت با مد نظر داشتن “دیربازده بودن فعالیت های فرهنگی” است.
کار فرهنگی علاوه بر فاکتور معلومات فرهنگی ، نیاز به خوش سلیقگی فرهنگی نیز دارد.تبلیغات به عنوان یک حرفه در دنیای امروز بدون شک افراد متخصص در این حوزه را می طلبد و صرفا اشخاصی که در رشته ای نا مرتبط با این موضوع فعالیت داشته اند ، از عهده ی این کار برنخواهند آمد و همانطور که می ملاحظه می کنیم : غالبا به ضد تبلیغ نیز منجر می شود.
موضوع تهاجم فرهنگی که به عنوان شاه بیت مسائل فرهنگی کشور مطرح است ، در درجه اول مستلزم دفع این تهاجم از درون کشور و اتفاقا از درون نظام فرهنگی- دولتی کشور است.
مدیران نالایق و بد سلیقه ، ناتوانی در هضم پارادکس های موجود ایرانی – اسلامی در بحث تبلیغ و نیز محافظه کاری های مسدود کننده تحت عنوان “ملاحظات” عواملی است که گریبانگیر این سازمان و کلا ساختار ویران دولتی فرهنگ کشور است.
جالب توجه است که غالب مدیران این سازمان نسبت به عملکرد آن نقد دارند و همین جماعت غالب ، کاری را از پیش نمی برند.اینجا است که موضوع “تکلیف گرایی” و “نتیجه گرایی” در تبلیغات فرهنگی مطرح می شود.
اگر سری به مراکز فرهنگی سایر کشور ها در همین شهر مسکو بزنیم و مقایسه ای با فعالیت های فرهنگی رایزنی فرهنگی ایران انجام دهیم ، به خوبی می توان نسبت به “تکلیف گرا ” و یا ” نتیجه گرا ” بودن این سازمان فرهنگی قضاوت کرد.
نوشته شده
در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی در تاریخ : خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷
فارغ از بحث ، نقد و نظر امروز تصمیم گرفتم یک عکس ویژه در وبلاگم بگذارم که هنوز به طور گسترده منتشر نشده است.
آیا این افراد را می شناسید؟
