سفرهی بی برکت انقلابهای رنگین
اپیزود اول- نوامبر ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۰۵:
انقلاب نارنجی در اوکراین با محوریت “تقلب در انتخابات” ،”ابطال آراء” و”برگزاری مجدد انتخابات” در اوکراین،طی ماه های نوامبر ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۰۵ رقم زده شد وطی آن بر خلاف انتخابات اولیه ویکتور غرب گرا(یوشچنکو) در مقابل ویکتور روس گرا(یانکویچ) با اختلاف کمی موفق به کسب اکثریت آرا شد.موارد ذیل تاریخ واره هایی است که از ذهن مردم آن روز اوکراین فراموش نخواهد شد:
- اهدای سوغاتی های نارنجی از سوی هواداران ویکتور غرب گرا
- جذابیت نمادهای نارنجی رنگ و کلاه های ۴۵ دلاری
- تی شرت های ۲۲ دلاری نارنجی ها
- سی دی های گروه موسیقی راک حامی ویکتور غرب گرا با عنوان “ما پرشماریم”(سرود نیمه رسمی نارنجی ها)
اپیزود دوم- ژانویه ۲۰۱۰:
انقلاب نارنجی اوکراین به گفته کارشناسان آخرین نفس های خود را کشید و با رای ۵ درصدی ویکتور غرب گرا پایان یافت.ویکتور روس گرا با اختلاف رای ۱۰ درصدی نسبت به رقیب صریح اللهجه و سرشناس خود یولیا تیموشنکو پیشتاز دور اول پنجمین انتخابات ریاست جمهوری اوکراین شد.روز دوشنبه بعد از انتخابات به گفته رسانه ها سکوتی در این کشور حاکم بود که گویی اتفاقی نیفتاده است و این حاکی از مرگ نرم یک انقلاب نرم بود.
مبالغه نیست اگر بگوییم عصارهی انقلاب های رنگین یک تغییر جهت ناگهانی به سمت غرب و حذف موانع برای توسعه هژمونی امریکا است.نگاه کوتاه به جریان این انقلاب ها حاکی از این است که موضوع “دموکراتیزه شدن” در پیش و پس آن ها، کلاه مخملی مارک داری است که به سر ملت ها می رود.به تعبیر بهتر، انقلاب های رنگین سفره ای است که به گمان و البته تبلیغ رسانه های حامی آن ،تعداد “بی شماری” بر سر آن می نشینند فارغ از این که این سفره رنگین برکتی برای این به ظاهر “بی شمار” ندارد.

عمو عباس گفته است :
بسیار عالی بود . ممنون
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۸:۰۲ ق.ظ
حقانی فضل گفته است :
مدتهاست که جامعه شناسی برایم مهم تر از سیاست است. و همیشه شک داشته ام که نیرویی سیاسی مثل آمریکا یا جرج سوروس یاهر کس دیگر انفلاب راه بیاندازد رنگی باشد یا سیاه و سفید! فرقی نمی کند. زمینه انقلاب ها برایم مهم تر است
خسته نباشید
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۶ ب.ظ
کریم گفته است :
حاجی
لااقل وقتی می خواهید مغالطه کنید ، کمی هم فکر کنید.
بر خلاف نوشته شما، مهمترین نشانه موفقیت دموکراتیزاسیون در انقلاب نارنجی ، همین است که امسال رهبر مخالفان آن در انتخابات بر رهبران انفلاب نارنجی پیروز می شود بدون آنکه خودش و دوستانش را به جرم انقلاب مخملی به حبس محکوم کنند و بدون آنکه طرفدارانشان را به خاک و خون بکشند.
این نشان می دهد که از این بابت کلاهی بر سر کسی نرفته است.
کلاه آنجا بر سر مردم رفته است که به اسم جمهوری، فعالیت انتخاباتی و برنامه ریزی برای پیروزی در انتخابات را برندازی می خوانند.
معصوم فرموده است: اگر دین ندارید ، لااقل آزاده باشید. ظاهرا لقمه های حرام از بیت المال، حتی این دومی هم ناممکن کرده اند.
————————————————————
پاسخ به جناب کریم:
اتفاقا دلفریب ترین قسمت این انقلاب ها همین بخش انتخاباتی آن است.مهم این است مرک یک کشور درک کنند که این دموکراتیزه شدن رنگی یک محصولی وارداتی است.وقتی مایل لدین نومحافظه کار دستگاه بوش با صراحت و علنا در خصوص ایران می گوید:”"… یک غرب متحد می تواند آن کاری را با ایران انجام دهد که قبلا برای اوکراین انجام داده است … همان انقلابی که قبلا در گرجستان تحت عنوان انقلاب گل سرخ به راه انداختیم و همان اقدام به رفراندوم که در همین تابستان گذشته بر علیه چاوز در ونزوئلا انجام دادیم و قبلتر ازآ ن ها ییتی و بازهم قبلتر نیکارا گوا و شیلی انجام داده بودیم ، انجام خواهیم داد… “.
بعد جای سوال است که اگر واقعا جریان انقلاب های رنگین به نفع دموکراتیزه شدن دولت ها است پس چرا حامیان خارجی و حقیقتا اصلی آن از گروه هایی همچون سلطنت طلب که مناسباتی با دموکراسی ندارند حمایت مادی و معنوی می کند؟
صرف برگزاری چینن انتخاباتی در اوکراین نشان از موفقیت این انقلاب ها نیس .چرا که عمده فعالیت های این انقلاب ها زمینه سازی و تبلیغات و به قول خودشان پروپاگاندا است.
با تشکر
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۵:۱۳ ب.ظ
سید ابراهیم گفته است :
خیر الکلام ما قل و دل!
ارادت در جریانه!
بهمن ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ ق.ظ
حمزه گفته است :
هر چند من خیلی اعتفاد به وابسطه بودن سران مخملک جلبکی ندارم اما چون کلیت این جریان رو وابسطه می دونم یقیین دارم این جریان هم عاقبتی مثل اسلافش در کشورهای دیگر خواهد داشت وحتی نافرجام تر بوده وطعم همین سفره بی برکت را هم نخواهد چشید.
بهمن ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۵ ق.ظ