آرشیو برای ماه : تیر, ۱۳۸۸

سانسور شخصیت های انقلاب – چرا؟

نوشته شده در قسمت : نقد و نظر توسط : محمد سجاد جوزدانی

بدون شک پس از امام خمینی، از شخصیت هایی همچون مطهری و بهشتی به عنوان موثرترین پشتوانه های فکری این انقلاب نمی توان به راحتی عبور کرد.به شخصه نقش هیچ کس را پررنگ تر از نقش استاد مطهری در مسیر فکری خود نمی دانم و ارادت شاگرد و استادی ام را نسبت به ایشان آنقدر بالا می دانم که مجموعه آثار شهید مطهری را به عنوان بخشی از مهریه ی همسرم قرار دادم.
شناخت ،تعمق و رصد کردن آسمان اندیشه های یک شخص بالتبع پیگری حرف ها و گفته و نگاشته ها را در خصوص وی به همراه دارد.
شناساندن و معرفی صحیح و بدون سانسور شخصیت های موثر و تئوریسین های نظام جمهوری اسلامی ،بدون شک کمتر کاری است که می توان در انتقال اندیشه های این بزرگان از نسلی به نسل دیگر انجام داد،کاری که گاه به طور مناسب و شایسته انجام می شود و هر از گاهی ناپخته و غرض ورزانه صورت می گیرد.
روزنامه کیهان به عنوان جریده ای که بخش وسیعی از مخاطبانش را قشر سنتی ،مذهبی و انقلابی در بر می گیرد ، غالبا به صورت ناپخته و شاید غرض ورزانه دست به معرفی سانسور مئابانه شخصیت های انقلاب می زند.البته قید ناپخته شاید دور از واقعیت باشد،چرا که در زیرکی و رندی گردانندگان این روزنامه شکی نیست و تولیدات فکری آن بدون شک با اهداف خاصی صورت می گیرد.چاپ ناقص سخنرانی ها ، معرفی نکردن برخی آثار و از این دست کار ها،همه و همه در جهت مصادره شخصیت های انقلاب به طرزی است که مورد طبع و نظر اصحاب کیهان است.
جای سوال است که با وجود سخنان حضرت امام در خصوص شهید مطهری ،چرا کیهان برای معرفی ایشان دست به دامن آیت الله خزعلی می شود.شخصیتی که در زمان روشنگری های شهید مطهری عضو انجمن ضاله حجتیه بود و امروز نیز به صراحت از این انجمن دفاع می کند.(گفتگو وی با خبرگزاری ایسنا ۲۹ اردیبهشت ۸۳).
امروز هفتم تیرماه ۸۸ با دیدن مقاله ی کیهان در خصوص شهید بهشتی متوجه شدم که قصه ی سانسور شخصیت های انقلاب در این روزنامه سر درازی دارد.
نویسنده این مقاله در سانسور کردن شهید بهشتی به قدری عجله به خرج داده است که حتی نام یشان را نادرست نوشته است و در ادامه که به معرفی آثار ایشان می پردازد ،تنها به چند اثر بسنده می کند.در این مقاله صحبتی از کتاب معروف ایشان با عنوان “دکترشریعتی-جستوگری در مسیر شدن” به میان نمی آورد.کتابی که الحق یکی از بهترین آثار در نقد تحجر دینی و نیز موضوع خاتمیت است. نویسنده کیهان بسیار زیرکانه دقیقا نقطه ی ضربه پذیری کیهان یعنی “خطر تحجر دینی” را از آثار شهید بهشتی سانسور می کند.شهید بهشتی در بخشی از این کتاب و در نقد تندروی های محمد تقی مصباح یزدی در خصوص دکتر شریعتی می فرماید:” جناب آقای مصباح در بحثی که با ایشان کردم فرمودند من به عنوان اتمام حجت می گویم. گفتم برادر اتمام حجت چیست؟ قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حجتی؟”
جای سوال باقی می ماند که چرا کیهانی که دم از ولایت می زند،حاضر به انتشار سخنان مقام معظم رهبری در خصوص شهید بهشتی نمی شود.ایشان در خصوص شهید بهشتی می فرمایند”یک فرد بیشتر متفکر بود تا احساساتی، اگر چه گاهی اوقات احساسات او هم یک جمعیت میلیونی را به جوش می آورد، یعنی اینجور احساساتی هم گاهی می شد ، اما در همان وقت هم می توانست مطمئن باشد که دارد منطقی حرف می زند، از آن قبیل آدم هایی نبود که احساساتشان آنها را سوار بر یک اسب سرکشی بکند که مهارش در دستشان نیست، بلکه از آن قبیل انسان هایی بود که در اوج احساساتشان هم آدم می دانست که دارد منطقی و متین و محاسبه شده حرف می زند…”
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه أولئک الذین هداهم الله وأولئک هم أولو الألباب
والسلام
پی نگاشت:
سایت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی
زندگی نامه شهید بهشتی از زبان خودش
وصیت نامه دکتر بهشتی بقلم خودش
مجموعه فیلمهای شهید بهشتی

اسلام انقلابی یا انقلاب اسلامی؟

نوشته شده در قسمت : نقد و نظر توسط : محمد سجاد جوزدانی

سطر سطر نوشته های ذیل، سخنان استاد مطهری است:
۱ – فرق انقلاب اسلامی یعنی انقلابی که ماهیت اسلامی و راه اسلامی و هدف‏ اسلامی دارد با اسلام انقلابی (اصطلاح ” اسلام انقلابی ” به وسیله گروههای فرقان و منافقین رایج‏شد البته ممکن است افراد دیگری نیز این اصطلاح را به کار برده باشند بدون آنکه مقصود آنها را در نظر داشته باشند) یعنی اسلامی که ماهیت و راه و هدف انقلابی دارد به عبارت دیگر فرق میان آنجا که اسلام هدف و معیار انقلاب است باآنجا که انقلاب ، هدف و معیار اسلام است .
۲ – نقش وارد کردن خود آگاهی طبقاتی و تضاد طبقاتی در شعور مردم و اینکه از نظر اسلام انقلابی یگانه راه همین است برخلاف انقلاب اسلامی که به هویت اسلامی و هویت الهی قائل است .
۳ – راجع به ریشه مذهب ، از دیده اسلام انقلابی ، خود اسلام و مذهب‏راستین تاریخ خاسته از طبقه محروم است و همیشه جنگها جنگ مذهب علیه‏مذهب بوده است و کفر خود مذهب است نه بی مذهبی ، و اینکه اسلام همواره دعوت به جنگ با مذهب کفر کرده است‏ نه به جنگ با لامذهبی مثلا ماتریالیسم و مارکسیسم که این جنگها اختراع‏ مذهب شرک است !
۴ – یکی از تفاوتهای این دو بینش قضاوت درباره اخلاق است از نظر اسلام‏ انقلابی ، مبارزه محور است ، آنتی تز بودن ، محور و اساس است، بر خلاف انقلاب اسلامی .
۵ – تفاوت دیگر در خوشبینی و بدبینی نسبت به گذشته و تاریخ است ازنظر اسلام انقلابی گذشته سراسر ظلم و ظلمت و تاریکی است و جهان تاکنون به‏ ناحق و باطل برپا بوده است ، بر خلاف انقلاب اسلامی که معتقد است همواره غلبه با حق است .
۶ – تفاوت دیگر در آینده تاریخ است که هر دو به آینده تاریخ و بشریت‏ خوشبینند اما اسلام انقلابی آینده را و پیروزی را از محرومین می‏داند و انقلاب اسلامی از انسان مؤمن عامل به رشد فکری و اخلاقی و پیوستگی به عقیده‏ و ایمان رسیده .
۷ – از نظر اسلام انقلابی در طول تاریخ همواره مذهب علیه مذهب می‏جنگیده ‏نه مذهب علیه لامذهبی ، و اکنون نیز وظیفه مذهب جنگیدن علیه مذهب است‏ پس مذهب توحید و شرک همواره در برابر یکدیگر بوده اند نه مثلا اسلام و مسیحیت یا یهودیت ، یا اسلام و الحاد ، اسلام و ماتریالیسم که این جنگها انحراف است !
۸ – از نظر اسلام انقلابی خاستگاه مذهب توحیدی محرومینندو خاستگاه‏ مذهب شرک ، اغنیا و مترفین ، و جنگ مذهب با مذهب همین جنگ دوطبقه‏ است !
منبع:کتاب پیرامون جمهوری اسلامی نوشته استاد مرتضی مطهری

چه کسی پیروز است؟

نوشته شده در قسمت : سیاست نامه توسط : محمد سجاد جوزدانی

در این موج انتخاباتی هیچ چیز لذت بخش تر از تقدیم گل به دوستانم نیست.انتخابات تمام می شود و موج ها می خوابد و برنده آنان اند که دل و دین و عقل و هوش خود را در گرو این امواج نسپارند و پذیرای رای ملت باشند و خوش گفت پیرجماران که : “میزان رأی ملت است.”