آرشیو برای ماه : تیر, ۱۳۸۶

به مناسبت سوم تیر

نوشته شده در قسمت : سیاست نامه توسط : محمد سجاد جوزدانی

امروز سالروز سوم تیر است.بهتر است فارغ از حب و بغض ها و تمجید ها و تکفیر های سیاسی، بازبینی مجملی داشته باشیم بر فعالیت های دموکراتیک خودمان، بر انتخاب کردن های سیاسی مان.مهربانانه و دور از هر گونه ایدئولوژی زدگی مفرط بنشینیم و مداقه ومباحثه کنیم.از خودمان بپرسیم خاستگاه وخواستگاه مردم جامعه ی ما در حوزه ی سیاست و حاکمیت کجاست و چیست؟ خواستگاهی که هر دوره از انتخابات مسیر آن عوض می شود و آزمون و خطایی دیگر را برای مان رقم می زند.نگاهی گذرا به گزینه های منتخب سیاسی مردم ایران در نگاه اول حاکی از بی هدفی سیاسی در جامعه در حال گذار ماست.اما به شخصه معتقد به وجود چنین بی هدفی نیستم بلکه انتخابات سیاسی در ایران را بیشتر از اینکه یک انتخاب بدانم یک واکنش به وضعیت سیاسی و خواسته مردم نسبت به تغییر وضعیت و بهبود آن می دانم.

طبع عامه ی ما ایرانیان طبعی تنوع طلب است،طبعی است که نو شدن را دوست دارد و گاهی نیز از آن می هراسد.ایرانیان در انداختن طرح نو را دوست دارند.اما ورود چنین طبعی به متن فعالیت های سیاسی مردم کشور در جامعه ای که ساختار آن پس سقوط نظام شاهنشاهی به حداقل هایی از دموکراسی حداقل نسبت به کشور های شیخ نشین همسایه رسیده است ،مشکل ساز می شود.خروج از بازی آزمون خطا و رسیدن به خط تعادل در امور سیاسی و فعالیت های سیاسی مرد در وهله اول اجازه دادن به بومی شدن دموکراسی در کشور است.معتقدم هنوز مردم کشور ما دموکراتیک نشده اند و روح استبداد زدگی هنوز بر ما حاکم است.بومی شدن “دموکراسی” به عنوان نظام سیاسی عصر جدید بدون ورود به گفتمان عصر جدید میسر نخواهد بود.عصری که زبانی انتقادی دارد و زبان انقاد در حوزه سیاست به دست رسانه ها و مطبوعات و رادیو تلویزیون است نگاه مفرط و خطی مشی تئوری توطئه در برخورد با رسانه های هنوز سدی برای دموکراتیک شدن جامعه ی سیاسی کشور است.

این ترکیب را بارها شنیده اید:”سیاست های کلی نظام”.واضح و روشن است نظامی که جمهوری اسلامی نام دارد باید ساختاری دموکراتیک و نظارتی اسلامی بر آن حاکم باشد.علوم و حقوق سیاسی جدید خطی مشی سیاسی جامعه را تعیین کرده و علوم دینی نقش ناظر و قاضی را بازی کند.سیاست های کلی اگر به شکل ساختاری تعریف شود بدون شک اولین خواستگاه آن حفظ و ارتقای منافع ملی کشور.”منافع ملی” ترکیبی است که می تواند بهترین ابزار برای محک زدن رهبران سیاسی کشور دانست.
امروز سوم تیر ماه است بد نیست نگاهی بیندازیم به فعالیت های دولت احمدی نژاد و بررسی کنیم که در آوردگاه حفظ منافع ملی دولت نهم چقدر توفیق و چقدر خطا داشته است.
بی شک منافع ملی شامل همه مولفه های تاثیر گذار بر موقعیت داخلی و خارجی مردم ایران می شود.عزت،استقلال،آرامش،تولیدات انژتیک و صنعتی شدن ارتقای تعامل و جذب سایر ملل.

دولت نهم بیش از هر دولتی داعیه دار دولتی بسیار مذهبی و به قول احمدی نژاد حکومت اسلامی است.حال اگر خواستگاه اجتماعی دین ارتقای معنویات در بین مردم باشد،دولت نهم به چه میزان در این مهم موفق بوده است؟

عوام زدگی روحانیت از نگاه شهید مطهری

نوشته شده در قسمت : نقد و نظر توسط : محمد سجاد جوزدانی

غالب آثار شهید مطهری به قدری تازه و لذیذ است که گویی این خطابه ها همین دیروز از بلندگوهای حسینیه ارشاد پخش شده است.از نظر من امثال مطهری ها و طباطبایی ها محصول سازمان حوزه ی فقه و اصول نیستند .مطالعات این اندیشمندان در مباحث علوم اجتماعی و فلسفه که در زمره علوم کفریه از نظر فقها به شمار می رفته و بعضا محسوب می شودد،خواسته و تلاش شخصی خودشان بوده است.

دقت نظر،مطالعه و آسیب شناسی های شهید مطهری به گونه ای است که امروز نیز راه گشای بسیاری از مشکلات جامعه موسوم به جامعه دینی ماست.شاید بیان این سخنان و نقدها از زبان یک روحانی جالب و غیر منتظره باشد.اما بی دلیل نیست که حضرت امام نسبت به کمرنگ شدن آثار و اندیشه های ایشان هشدار داده بودند. نبود امثال مطهری در فضای امروز جامعه ما ، عرصه را برای خشک مذهبان و عوامفریبان دینی باز نموده است.امکانات جدید که خود زاده ی عصر جدید و سهولت ارتباطات است از سویی و حمایت های بی دریغ حاکمیت از روحانیت از سوی دیگر، عواملی است که هر روز بیش از پیش به فربه شدن این درخت آفت زده (درخت آفت زده عین عبارتی است که شهید مطهری در توصیف دستگاه روحانیت به کار می برند) کمک می کند.
گوشه های از سخنان شهید را نقل می کنم تا صحه ای بر گفته های فوق باشد:
“یکی از نواقص دستگاه روحانیت آزادی بی‏ حد و حصر لباس روحانیت است . تدریجا روحانیین از لحاظ لباس با دیگران متفاوت شده‏اند و لباس مخصوص‏ پیدا کرده‏اند همچنانکه سپاهیان و نظامیان و برخی اصناف دیگر نیز لباس‏ مخصوص دارند .
افراط در مباحثه و شیوع علم اصول در عین اینکه یک نوع قدرت و هوشیاری‏ در اندیشه طلاب ایجاد می‏کند یک نقص دارد ، و آن اینست که طرز تفکر طلاب را از واقع بینی در مسائل اجتماعی دور می‏کند.
عوام‏زدگی از سیل زدگی‏ ، زلزله‏زدگی ، مار و عقرب زدگی بالاتر است .

روحانیت ما در اثر آفت عوام زدگی نمی‏تواند چنانکه باید ، پیشرو باشد و از جلو قافله حرکت کند و به معنی صحیح کلمه ، هادی قافله باشد ، مجبور است در عقب قافله حرکت کند . خاصیت عوام اینست که همیشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پیمان بسته است ، حق و باطل را تمیز نمی‏دهد . عوام‏ هر تازه‏ای را بدعت یا هوا و هوس می‏خواند ، ناموس خلقت و مقتضای فطرت‏ و طبیعت را نمی‏شناسد ، از این‏رو با هر نوی مخالفت می‏کند و همیشه طرفدار حفظ وضع موجود است .
حکومت عوام ، منشأ رواج فراوان ریا و مجامله و تظاهر و کتمان حقایق و آرایش قیافه و پرداختن به هیکل و شیوع عناوین و القاب بالا بلند در جامعه روحانیت ما شده که در دنیا بی‏نظیر است . حکومت عوام است که‏ آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانیت ما را دلخون کرده و می‏کند.
راه اصلاح این نیست که روحانیت ما بودجه عمومی نداشته باشد و هرکس از دسترنج شخصی خود زندگی کند . راه اصلاح این نیست که روحانیت ما مانند روحانیت مصر تابع دولت بشود.”
شاید باور کردنش سخت باشد،اما باید گفت که این سخنان استاد در سال ۱۳۴۱ چاپ شده است.علاقه مندان می توانند ادامه ی این مباحث را در کتاب “ده گفتار ” شهید مطهری دنبال کنند.
پی نگاشت:
فاطمیه امسال به دعوت سازمان فخیمه فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، روحانی از تهران اعزام شده بود.به شدت تاکید داشت دکتر معرفیش کنند و چندین بار در صحبت هایش تکرار می کرد سی دی های من را بین خودتان پخش کنید.سخنانی پر ضدو نقیض ایراد می نمود. از فضیلت نماز اول وقت می گفت ولی خطابه اش بیست دقیقه از زمان اذان می گذشت! مداحی بعد از خطابه را زهر می خواند ولی خودش نیم ساعت بعد از هر منبرمداحی می کرد.
مردم در وهله اول از روحانیت می خواهند که به حرف های خود عمل کنند.همین و بس

صدای نظام حاکم از دو رشته سیم می آید!

نوشته شده در قسمت : از روسیه توسط : محمد سجاد جوزدانی

سال اول دانشگاه با هزاران مشکل وخنده و خاطره در خوابگاه به سر می بردم.در اتاق های خوابگاه به سوژه ای برخورد کردم که بد نیست اشاره ای کنم.وقتی اتاقمان را تحویل گرفتیم با نگاه به فضای کم نور اتاق و تعداد کم لامپ ها ،برای نصب لامپ مهتابی کسب اجازه کردم.مثل غالب دیوار ها دو رشته سیم از بالای دیوار بیرون آمده بود و به ظن خودم سیم برقی بود برای نصب مهتابی و یا لامپ های دیوارکوب.از مسئول خوابگاه پرسیدم امکان نصب مهتابی روی این قسمت از دیوار هست؟ گفت : سیم برق از کجا می آوری گفتم:از دو رشته سیمی که از دیوار بیرون زده.خندید و گفت: اینها سیم برق نیستند! سیم رادیو هستند!.با تعجب پرسیدم چطور؟.گفت زمان کمونیسم از طریق این دو رشته سیم رادیو پخش می کردند .بعدا فهمیدم که این سیم ها علاوه بر خوابگاه ها در اکثر خانه های قدیمی شهرنیز موجود است.نظام بسته ی کمونیسم حتی رادیوی دولتی را در خانه و خوابگاه نصب کرده بود و داشتن رادیو جرم محسوب می شد.
در سفری که به یکی از کشور های آسیای میانه داشتم.بازاری بود که اجناس شوروی فروخته می شد.جام ها،مدال ها،ماکت و سایر آثار قدیمی دوران کمونیسم.یکی از اشیاء جالب رادیوهای لامپی بود.انگار تازه از کارخانه بیرون آمده بود.پرسیدم : اینها دست دوم هستند؟ فروشنده گفت: خیر! و شروع کرد به توضیح دادن که در زمان کمونیسم یکباره ، داشتن رادیو جرم محسوب می شد و بسیاری از کارخانه های به خاطر این قانون ورشکست شدند و رادیو های خود را بدون فروش انبار کردند و الآن به عنوان عتیقه های نو فروخته می شود.

فضای رسانه ای روسیه امروز به تبعیت از نظام سیاسی امروز آن با زمان کمونیسم و شوروی تفاوت ها چشم گیری کرده است.دیروز مردم دروحشت از داشتن رادیو و شنیدن تنها یک صدا،آن هم صدای تفکرات حزب کمونیست به سر می بردند و امروز در جایی به سر می برند که از رادیو های آن ، صدای موسیقی فارسیخوانان لس آنجلس و تبلیغ خودروی سمند به گوش می رسد.

عنوانش با خودتان

نوشته شده در قسمت : نقد و نظر توسط : محمد سجاد جوزدانی

به داستان علاقه دارید؟رستم و سهراب؟امیرارسلان نامدار؟بزبزقندی؟سیندرلا؟.ایران عزیز خودمان هم که سرآمد داستان سرایی و فتنه پروری است.هر روز یک داستان،یک روز انرژی اتمی،یک روز نشریه دانشجویی،یک روز فیلم ممنوعه هنرپیشه سریال نرگس ،یک روز غرغر فمینسیت ها،یک روز فشار اسمزی به شل حجابی و اخیرا هم داستان پیرمرد هتاک و فرشته ی ارزشی.خواندن و بررسی این داستان ها به قدری جالب و جذاب است که بازار ادبیات داستانی را تخته کرده است.ستاره های این داستان غالبا احساس محورند.گروهی غربزده، لاییک و سکولار که قرمه سبزی ایرانی را با آب رودخانه تایمز لندن می پزند و وبلاگستان اپوزیسیون بنا کرده اند .یک روز زیر چتر فمینسیت سینه می زنند بی آنکه حتی از فیزیولوژی زن بدانند و گروهی هم با توهمات شبه مذهبی و ارزشی خود اشک وااسلاما می ریزند و کیهانیات به خورد عوام الناس می دهند و معجزه هزاره سوم چهار و چندم هوا می کنند.به قول شهید مطهری یک گروه به ظاهر دم از حقوق خود می زند و یک گروه هم به ظاهر دم از احساس خود.انبوهی از کوتوله ها نیز همیشه درجنگ و نزاع دوگروه بالا بین دست و پا له می شوند جریانات عوامفریبی و به اصطلاح شلوغ بازی بدون حضور کوتوله ها امکان پذیر نیست.خواه این جریانات رنگ و بوی مذهبی و نماز جمعه ای داشته باشد و خواه میتینگ های گروه های لاییک دانشگاهی.
معلوم نیست گروه های بالا متولی چه کارند؟ واقعا معلوم نیست گروه های فمینیستی در ایران متولی احقاق حقوق زنان هستند و یا متولی برانگیختن احساس زنان؟.فمینسیت هایی که با خواندن چند مثقال از شعر فروغ فرخ زاد و قهر کردن از دوست پسرشان فمینیست شده اند.و از طرفی هم دختران مذهبی که احساسشان یا با سخرانی های تندروهای شبه ارزشی برانگیخته می شود و یا با هتاکی یک استاد دانشگاه.هر دو گروه وجه اشتراک فربهی دارند.هردو در انگیزش احساس و دوری از عقلانیت مشترکند.هر دو هیزم بر آتش هرج و مرج گرایی می گذارند.
از بعد منافع ملی و مذهبی گروهی دم از منافع ملی می زنند و ایرانیت را بر سر اسلامیت می کوبند و در مقابل گروهی دیگر چوب دین و مذهبی ساختگی خود را بر سر فرهنگ چندین هزارساله ایران می زنند.
حلقه مفقوده این جریانات بی شک حقوق و احساس به معنای واقعی خود است.حقوقی که راه را برای توسعه عدالت می گشاید و احساسی که بستر آرامی برای تفکر و تعقل فراهم می آورد.