آرشیو برای ماه : بهمن, ۱۳۸۸

صورت‌های انقلاب اسلامی ما

نوشته شده در قسمت : سیاست نامه, نقد و نظر توسط : محمد سجاد جوزدانی

چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست(حافظ)

پهنه‌ی گفتمان انقلاب اسلامی ایران سقف بلندی است بر تحلیل‌هایی که به طور کامل در چارچوب فضای آکادمیک و دانشگاهی نمی‌گنجد و حداقل تا به امروز کسی از عهده حل معمای مختصات این سقف پر نقش و نگار برنیامده است.
انقلاب اسلامی ایران از زاویه‌ی”انقلاب”ی بودن بر اساس مؤلفه‌های یک انقلاب دارای وجوه مشترکی با سایر انقلاب‌های سیاسی است تا آنجا که شهید مطهری نیز به وجوه مشترک انقلاب اسلامی ایران و انقلاب کبیر فرانسه از حیث آزادی خواهی اشاره می کنند.
قاطبه صاحب نظران بر این عقیده هستند که نقطه‌ی تمایز و به بیانی بهتر؛ نقطه‌ی افتراق انقلاب ما با سایر انقلاب‌ها، صورت “اسلامی” بودن آن است.

بر این عتقادم که این صورت” اسلامی” دربردارنده‌ی دو وجهه‌ی سلبی و ایجابی منحصر به فرد است .انقلاب اسلامی ایران در یک صورت خود نقش اثبات و اجرا داشته و در صورت دیگر به نقض معادلات و فرمول های اجتماعی سیاسی دنیای مدرن می پردازد. نگاه تحلیلی به تاریخ انقلاب ها و حتی انقلاب مشروطه در ایران حاکی از مالکیت مختص این دو چهره برای انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ است:
۱- اجرایی شدن نظریه ولایت فقیه
۲- نقض فرایند سکولاریزاسیون و دنیوی شدن
صحبت از نظریه ولایت فقیه نه از عهده این حقیر برخواهد آمد و نه این عرصه مجازی مرا مجاز به سخن گفتن از آن می کند.خواندن چند کتاب در این خصوص پر از لطف ذهنی و معنوی است:
- ولایت فقیه نوشته‌ی امام رضوان الله تعالی علیه
- امامت و رهبری، پیرامون جمهوری اسلامی، پیرامون انقلاب اسلامی از مجموعه آثار شهید مطهری
- ولایت و فقاهت اثر آیت ا… جوادی آملی
اما در خصوص صورت دوم و سلبی انقلاب شکوهمند اسلامی دقت نظر در سخن آنتونی گیدنز- جامعه شناس معاصر خالی از لطف نیست.گیدنز در فصل چهاردهم کتاب “جامعه شناسی” گریزی به مقوله دین می زند، هر چند شناخت وی نسبت به نحله های اسلامی ناقص است، اما در نقش یک تحلیل‌گر تاریخ خوب ظاهر شده است:
“دیدگاهی که مارکس، دورکهایم و وبر همگی در آن سهیم بودند این بود که دین سنتی بیش از پیش در دنیای مدرن به صورت امری حاشیه ای در می‌آید- و دنیوی شدن(سکولاریزم) فرایندی اجتناب ناپذیر است.از این سه جامعه شناس شاید تنها وبر می‌توانست حدس بزند که یک نظام دینی سنتی مانند اسلام ممکن است تجدید حیات عمده ای پیدا کند، و پایه‌ی تحولات مهم سیاسی در اواخر قرن بیستم شود؛با این همه این دقیقا آن چیزی است که در دهه‌ی ۱۹۸۰ در ایران رخ داد.]جامعه شناسی آنتونی گیدنز-صفحه ۵۱۶[

نتیجه گیری:
دو چهره‌ی مذکور بی شک بهترین شاخص برای اندازه گیری میزان توفیق در نیل به آرمان‌های نظامی است که شعله های آن از سال ۴۲ روشن و آتش آن درسال ۵۷ بر افروخته شد.پشتیبانی فکری و التزامی از ولایت مطلقه‌ی فقیه با حمایت از ولی فقیه و مصونیت از سکولاریزم با پویا نمودن فقه که عصاره دکترین امام خمینی است، بدون شک ضامن رشد و بقای نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

این نگاشت در سایت تابناک
این نگاشت در سایت الف
این نگاشت در سایت پارسینه

سفره‌ی بی برکت انقلاب‌های رنگین

نوشته شده در قسمت : سیاست نامه, پدافند غيرعامل توسط : محمد سجاد جوزدانی

اپیزود اول- نوامبر ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۰۵:
انقلاب نارنجی در اوکراین با محوریت “تقلب در انتخابات” ،”ابطال آراء” و”برگزاری مجدد انتخابات” در اوکراین،طی ماه های نوامبر ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۰۵ رقم زده شد وطی آن بر خلاف انتخابات اولیه ویکتور غرب گرا(یوشچنکو) در مقابل ویکتور روس گرا(یانکویچ) با اختلاف کمی موفق به کسب اکثریت آرا شد.موارد ذیل تاریخ واره هایی است که از ذهن مردم آن روز اوکراین فراموش نخواهد شد:
- اهدای سوغاتی های نارنجی از سوی هواداران ویکتور غرب گرا
- جذابیت نمادهای نارنجی رنگ و کلاه های ۴۵ دلاری
- تی شرت های ۲۲ دلاری نارنجی ها
- سی دی های گروه موسیقی راک حامی ویکتور غرب گرا با عنوان “ما پرشماریم”(سرود نیمه رسمی نارنجی ها)

اپیزود دوم- ژانویه ۲۰۱۰:
انقلاب نارنجی اوکراین به گفته کارشناسان آخرین نفس های خود را کشید و با رای ۵ درصدی ویکتور غرب گرا پایان یافت.ویکتور روس گرا با اختلاف رای ۱۰ درصدی نسبت به رقیب صریح اللهجه و سرشناس خود یولیا تیموشنکو پیشتاز دور اول پنجمین انتخابات ریاست جمهوری اوکراین شد.روز دوشنبه بعد از انتخابات به گفته رسانه ها سکوتی در این کشور حاکم بود که گویی اتفاقی نیفتاده است و این حاکی از مرگ نرم یک انقلاب نرم بود.
مبالغه نیست اگر بگوییم عصاره‌ی انقلاب های رنگین یک تغییر جهت ناگهانی به سمت غرب و حذف موانع برای توسعه هژمونی امریکا است.نگاه کوتاه به جریان این انقلاب ها حاکی از این است که موضوع “دموکراتیزه شدن” در پیش و پس آن ها، کلاه مخملی مارک داری است که به سر ملت ها می رود.به تعبیر بهتر، انقلاب های رنگین سفره ای است که به گمان و البته تبلیغ رسانه های حامی آن ،تعداد “بی شماری” بر سر آن می نشینند فارغ از این که این سفره رنگین برکتی برای این به ظاهر “بی شمار” ندارد.