آرشیو برای ماه : خرداد, ۱۳۸۷

شریعتی – از دیروز تا به امروز

نوشته شده در قسمت : نقد و نظر توسط : محمد سجاد جوزدانی

بیست و نهم خرداد امسال برابر است با سی و یکمین سالگرد درگذشت معلم شهید علی شریعتی .خواسته یا ناخواسته و بنا به خصیصه ای که غالب ما ایرانی ها داریم ، ایام در گذشت و یا ولادت شخصیت ها ، فرصتی می شود برای فکر کردن و نگاشتن حتی به اندازه سطر و کلامی کوتاه در خصوص این بزرگان و اندیشه ها یشان.
غالب اتفاقاتی که با پیش وند “اولین” رخ می دهد ، در ذهن ما سال ها نقش می بندد: اولین دیدارها،اولین معلم ها و هزاران” اولین” ای که اگر زندگی روزمره ی خود را مرور کنیم به خوبی قابل یادآوری اند.
اولین آشنایی من با شریعتی بر می گردد به سال های اول دوران دبستان !.کنجکاوی های دوران کودکی ، زیرزمین پر رمز و راز خانه ی پدربزرگ و علاقه ی من به اشیا و عکس های قدیمی دست به دست هم می داد تا مرا مجبور به رصد کردن زیر و بم آن کنم.

در کنار ظروف رویی و مسی و آهن آلات و چراغ نفتی و کتاب های مهندسی به زبان سوئدی ،جزوه های کوچکی به چشم می خورد که تا مدت ها ، محتوای آن برایم مجهول بود.جزوه ها مال عموهایم بود که اوایل انقلاب در اروپا مشغول به تحصیل بودند.مجهولیت جذاب این جزوه ها باعث شد تا یکی را به غنیمت بردارم و به طبقه ی بالا منتقل کنم.از پدرم پرسیدم اینها چیست؟ .همانا توضیحات و آشنایی و من و شریعتی و امروزی که سال ها از آن اولین آشنایی می گذرد.
نقش فربه شریعتی در شکل گیری نهضت اسلامی و تاثیرات فکری آن بر جوانان آن دوره از تاریخ کشور به خوبی روشن و قابل تحسین است.تجلیل شریعتی حرکت شایسته ای است که هرساله از سوی گروه های مختلف فکری و دانشجویی انجام می شود.اما به بیانی، تحلیل این شخصیت ها در کنار تجلیلشان بهترین خدمتی است که می توان در حق این بزرگان به انجام رسانید.
دنیای روشنفکری غالبا با حرف ها ، حدیث ها و طعن همراه است ، شریعتی نیز از این قاعده مستثنی نبود.جسارت ،شجاعت و یقین شریعتی شاید مهمترین عواملی بود که وی را به ادامه ی روشنگری ها وسخنرانی های تند و تیزش تشویق و ترغیب می نمود.
به شخصه معتقدم سهم شریعتی در شکل دهی و تاثیر گذاری فکری و ایدئولوژیک ، سهمی است که به شدت وابسته به زمان خود است.شریعتی به عنوان روشنفکر دوران ناپایداری و بحرانی، رسالت خود را به خوبی انجام داد و حافظه تاریخی همه ی انقلابیون بر این مطلب صحه می گذارد.
اما سوالات و بحث های امروزی در خصوص شریعتی با این سوال شروع می شود که:
“آیا بسط و تعمیم تفکرات شریعتی ،در شرایط امروز جامعه ایران ،موثر ، و کارامد خواهد بود؟”
شاید استفاده از یک مدلسازی و تشبیه در پاسخ به سوال فوق و کلاُ سوال هایی از این جنس موثر باشد.در این مدلسازی نظام فکری و اندیشه یک شخص به یک بدن تشبیه می شود که اعضای این بدن همان افکار و عقاید آن شخص است.در این مدلسازی یک نظام فکری متعادل به صورت یک بدن متعادل قابل تصور است.هر چقدر اشراف فکری شخص نسبت به مسائل فکری بیشتر و قدرت تحلیل وی بهتر باشد بالتبع نظام فکری وی نیز متعادل تر و کارامد تر خواهد بود.
در مدلسازی و تشبیه مذکور، نظام فکری شریعتی به صورت بدنی با پاهای تنومند و تندرو و شاید چشمانی ضعیف قابل تصور باشد.القای تفاسیر محرکی ازمفاهیمی همچون جهاد ، هجرت و شهادت به عنوان مهمترین فعالیت شریعتی در زمان خویش بستر مناسبی برای پیشبرد انقلاب فراهم می آورد. معتقدم که ایران امروز تفسیر ایدئولوژیک و طبقاتی از مفاهیم دینی را به عنوان عاملی کارامد بر نمی تابد و بسیاری از تندروی های که امروز در سطح جامعه قابل ملاحظه است ،با نگاه فکری دیروز شریعتی قابل توجیه می شود.

ایران سوزی به سبک سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

نوشته شده در قسمت : نقد و نظر توسط : محمد سجاد جوزدانی

چندی پیش یک دانشجوی روس مقیم آمریکا که در رشته روابط بین الملل مشغول به تحصیل است، طی تماسی اینترنتی از من خواست تا برایش مطالبی در خصوص معرفی ایران به زبان انگلیسی پیدا کنم. ازقضا و بدون هیچ گونه ذهنیتی ، برای پیدا کردن یک معرفی مناسب و رسمی ، تصمیم گرفتم از بخش انگلیسی سایت سازمانی استفاده کنم که وظیفه اش فعالیت های فرهنگی در خارج از کشور و معرفی ایران و اسلام است. شاید درست حدس زده باشید : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
وارد صحفه اصلی سایت شدم و سپس روی بخش ایران کلیک کردم.
اولین جمله ای که در این صفحه نوشته شده است ، جمله ی ذیل است :
Iran was one of the first countries to be occupied by the early Islamic armies which burst out from Arabia in the seventh century.
ایران یکی از اولین کشورهایی بوده است که توسط ارتش های نخستین اسلامی که از عربستان خارج شدند، در قرن هفتم به اشغال در آمد!.

بد نیست بگویم که موضوع درخواست این دانشجوی روس مربوط می شود به اوایل ماه ژانویه ی امسال که با تغییر و تحولات در این سازمان مقارن می شد ، فلذا در آن موقعیت تصمیم گرفتم موضوع را در وب نگاشت مطرح نکنم وآن را به مسولین محترم فرهنگی این سازمان از طریق رایزنی فرهنگی ایران در مسکو اطلاع دهم و این کار را نیز کردم.اما با گذشت شش ماه ، هنوز هیچ تغییری در مطالب نوشته ی شده صفحه ی معرفی ایران سایت سازمان حاصل نشده است.مجددا نیز دو هفته ی پیش این موضوع را به معاون رایزنی فرهنگی ایران در مسکو اطلاع دادم و باز هم اتفاقی نیفتاد.
قصد ندارم نسبت به عملکرد این سازمان نقدی و یا مطلبی بنویسم ، نقدی که به جد می توان گفت مثنوی هزار دفتر می شود و مهمتر از آن متاسفانه غیر موثر بودن آن است ، چرا که افراد مختلف و مطرحی از درون و برون این سازمان فرهنگی ، هزاران نقد در سایت هایی با میلیون ها بیننده نوشته اند اما تاثیری نداشته است ، حال چه توقعی است که یک وبلاگ با میانگین بازدید روزانه ۵۰ نفر تاثیر گذار باشد ، هرچند، بعضاً ، همین بازدید ۵۰ نفره مشکلاتی را برایم فراهم کرده است.دغدغه شخصی خودم نسبت به مسائل جاری کشور ، معرفی کشورم و نیز علاقه ی شخصی ام به مسائل و موضوعات فرهنگی شاید مهمترین عوامل برای انتشار و نگاشتن در خصوص این موضوعات باشد.
به شخصه معتقدم کار فرهنگی در درجه ی اول نیاز به دو فاکتور اصلی ۱- استراتژی فرهنگی و ۲- به کار گیری اشخاص فرهنگی دارد.نگاه به فعالیت های فرهنگی ایران در خارج از کشور در مقایسه با فعالیت های سایر کشور ها ، به خوبی بیانگر نبود یک استراتژی تدوین شده و بلند مدت با مد نظر داشتن “دیربازده بودن فعالیت های فرهنگی” است.
کار فرهنگی علاوه بر فاکتور معلومات فرهنگی ، نیاز به خوش سلیقگی فرهنگی نیز دارد.تبلیغات به عنوان یک حرفه در دنیای امروز بدون شک افراد متخصص در این حوزه را می طلبد و صرفا اشخاصی که در رشته ای نا مرتبط با این موضوع فعالیت داشته اند ، از عهده ی این کار برنخواهند آمد و همانطور که می ملاحظه می کنیم : غالبا به ضد تبلیغ نیز منجر می شود.
موضوع تهاجم فرهنگی که به عنوان شاه بیت مسائل فرهنگی کشور مطرح است ، در درجه اول مستلزم دفع این تهاجم از درون کشور و اتفاقا از درون نظام فرهنگی- دولتی کشور است.
مدیران نالایق و بد سلیقه ، ناتوانی در هضم پارادکس های موجود ایرانی – اسلامی در بحث تبلیغ و نیز محافظه کاری های مسدود کننده تحت عنوان “ملاحظات” عواملی است که گریبانگیر این سازمان و کلا ساختار ویران دولتی فرهنگ کشور است.
جالب توجه است که غالب مدیران این سازمان نسبت به عملکرد آن نقد دارند و همین جماعت غالب ، کاری را از پیش نمی برند.اینجا است که موضوع “تکلیف گرایی” و “نتیجه گرایی” در تبلیغات فرهنگی مطرح می شود.
اگر سری به مراکز فرهنگی سایر کشور ها در همین شهر مسکو بزنیم و مقایسه ای با فعالیت های فرهنگی رایزنی فرهنگی ایران انجام دهیم ، به خوبی می توان نسبت به “تکلیف گرا ” و یا ” نتیجه گرا ” بودن این سازمان فرهنگی قضاوت کرد.

چه کسانی را در این عکس می بینید؟

نوشته شده در قسمت : سیاست نامه توسط : محمد سجاد جوزدانی

فارغ از بحث ، نقد و نظر امروز تصمیم گرفتم یک عکس ویژه در وبلاگم بگذارم که هنوز به طور گسترده منتشر نشده است.
آیا این افراد را می شناسید؟