آرشیو برای ماه : بهمن, ۱۳۸۶

۲۲ بهمن،شهید مطهری و آزادی بیان

نوشته شده در قسمت : سیاست نامه توسط : محمد سجاد جوزدانی

امروز بیست و دوم بهمن ماه ۱۳۸۶ است.۲۹ مین سالگرد ظهور استبداد گریزی مردمی که در حال حاضر پدران ،مادران ،اساتید و اکابر جامعه ی ما را تشکیل می دهند.۲۹ مین سالگرد از هم نوایی مردم آن زمان در نارضایتی از وضع موجود،خواه با شعور،خواه با شور و خواه با هر دوی آن.۲۹ مین سالگرد از واقعه ای که آن را مقدس می نامند.خارج از پهنه ی تجلیل، نیکو است که تن به دریای تحلیل این واقعه زنیم ،حتی به لحظه ای و نوشته ای و نقل قولی.

مناسب دیدم بخشی از سخنان شهید مطهری را از کتاب “پیرامون انقلاب اسلامی” ایشان در این وب نگاشت نقل کنم:
“از آنجا که ماهیت این انقلاب ماهیتی عدالتخواهانه بوده است ، وظیفه‏ حتمی همگی ما این است که به آزادی ها بمعنای واقعی کلمه احترام بگذاریم ، زیرا اگر بنا بشود حکومت جمهوری اسلامی ، زمینه اختناق را بوجود بیاورد ، قطعا شکست خواهد خورد البته آزادی غیر از هرج و مرج است و منظور ما ، آزادی بمعنای معقول آن است .

هر کس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است‏ که انقلاب اسلامی ما ، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد اتفاقا تجربه‏ های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری – ولو از روی سوء نیت – برخوردار بوده است این امر بضرر اسلام تمام نشده ، بلکه در نهایت بسود اسلام بوده است اگر در جامعه ما ، محیط آزاد برخورد آراء و عقاید به وجود بیاید بطوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل ، آرا و نظریات خودمان را مطرح‏ کنیم ، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد می کند.

اینجا بی مناسبت نیست که خاطره ای برایتان تعریف کنم چند سال‏ پیش در دانشکده الهیات ، یکی از استادها که ماتریالیست بود ، بطور مرتب سر کلاسها ، تبلیغات ماتریالیستی و ضد اسلامی میکرد دانشجویان به‏ این عمل اعتراض کردند و کم کم نوعی تشنج در دانشکده ایجاد شد من نامه ای‏ بطور رسمی به دانشکده نوشتم که عین این نامه را در حال حاضر در اختیار دارم و توضیح دادم که بعقیده من لازم است در همین جا که دانشکده الهیات‏ است ، یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تاسیس بشود.”
پی نگاشت:
۱- یادم باشد دستاوردها را فراموش نکنم!
۲- شاخص انقلاب افراد آن نیستند!
۳-۲۲ بهمن مبارک باد.

چه باید کرد؟- درک تفاوت های سیاسی

نوشته شده در قسمت : سیاست نامه توسط : محمد سجاد جوزدانی

در قبال این رد صلاحیت ها چه باید کرد؟.سوالی که ذهن اهالی وبلاگستان را به خود مشغول ساخته است.امید عزیز در ذیل پاسخ به این سوال مرا نیز به پاسخ گویی دعوت نموده است.
سعی دارم به این موضوع از منظر شعور سیاسی مردم نگاه کنم.مردمی که با مشارکت در یکی از مهمترین ارکان دموکراسی یعنی انتخابات حس دموکراسی خواهی خود را به عرصه ظهور می گذارند.خدشه دار کردن این رکن بدون شک ضررهای سنگینی را متحمل دولت و ملت خواهد نمود.
در پروسه ی “از ثبت نام تا انتخاب” ،شورای نگهبان نقشی کلیدی بازی می کند و به عنوان یک فیلتر، ناصافی های سیاسی را به سلیقه ی خود پالایش می کند.به شخصه معتقدم این پالایش بیش از آنکه بر اساس مبانی تدوین شده ای صورت گیرد ،متاثر از نظرات و سلایق شخصی حاکم براین شورا می باشد.

کمی توجه می کنیم ،می بینیم و سوال می کنیم!
چگونه می شود که یک نماینده در یک دوره از مجلس تایید صلاحیت شده و از سوی مردم انتخاب شود و در دوره ی بعدی رد صلاحیت شود؟
یا مردم اشتباه نموده اند ،یا شورای نگهبان و یا نماینده.بهتر است بگوییم یا مردم اشتباه نموده اند و یا شورای نگهبان ،چون رد صلاحیت و یا تایید یک نماینده و قدم نهادن در این دایره در نهابت با عبور از صافی شورای نگهبان میسر است.فلذا آنچه که از این رد صلاحیت ها برداشت می شود یکی از این دو گزینه است:
۱- مردم شعور سیاسی کافی را ندارند
۲- شورای نگهبان سلیقه ای عمل می کند.
به شخصه نظر به گزینه ی دوم دارم.چندی پیش جنتی دبیر شورای نگهبان به راحتی با نظر شخصی خود اصل ۳۷ ام قانون اساسی رو زیر سوال برد و آن را فاقد مبنای حقوقی خواند .
اصل ۳۷ قانون اساسی میگوید: “اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانونی مجرم شناخته نمیشود، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.”
اما جنتی در اظهارات خود گفت: بحث “اصل بر برائت افراد است؛ مگر این که خلافش ثابت شود” پشتوانه حقوقی صحیحی ندارد.
سخنان دبیر شورایی که وظیفه حفظ قانون اساسی را دارد خود یکی از مهمترین اصول این قانون را زیر سوال می برد.
اما چه باید کرد؟
معتقدم باید گفت چه باید بکنند.توازن و بالانس قدرت در بین جناح ها و سلایق سیاسی متفاوت و درک تفاوت ها سیاسی اگر به عنوان رویکرد حاکمیت قرار گیرد حلال بسیاری از مشکلات خواهد بود.حاکمیت و دولت یک دست بیشتر شبیه به یک رویای سیاسی می ماند چرا که نگاه به سیر تحولات سیاسی حاکی از این است که تمرکز قدرت فساد آور و تفرقه انگیز است و تعامل نه چندان مناسب دولت نهم و مجلس هفتم که به ظاهر یکدست خوانده می شد گویای این مهم است.