آرشیو برای بخش : سیاست نامه
نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
وبلاگ محترم پیچک سربههوا مرا دعوت کرد به نوشتن با موضوع “۱۴ خرداد”.
بی مقدمه بگویم که این کوچک خود را در جایگاهی کوچکتر از آن می بینم که به توصیف و تحلیل امام بزرگ قلم بزنم. با این حال معتقدم که امام برآیند مولفههای شجاعیت و عقلانیت بود، هست و خواهد بود و کمتر کسی در عالم علم و سیاست این دو را با هم دارد.عقلانیت افسار گسیخته غالبا احتیاط و ترس می آورد و شجاعت افسار گسیخته نیز عقل گریزی مهلک به همراه دارد.

جالب است وقتی روح الوهیت در عقلانیت دمیده شود شجاعت و اعتماد به نفس در پی خواهد داشت و اتفاقا این روح اگر در انسانی شجاع و با اعتماد به نفس دمیده شود راه های زیادی بر روی او گشوده خواهد شد.زندگی پیامبران در قرآن بهترین گواه بر این عقیده است.
شاید در این برهه مهمترین وظیفه ما نسبت به امام این است که نگذاریم شخصیت امام مصادره به مطلوب شود. خمینی حقیقی خمینی شجاعی است که در مسیر اسلام با عقلانیت قدم برداشت.عقلانیتی که نه در دام قرائت های ظاهر فریب سکولار از دین افتاد و نه زندانی تحجر شد و آینده جامعه اسلامی را در پویا شدن فقه می نگریست . بحمدلله جهان امروز خالی از ثمره های این مکتب نیست و رهبران کنونی جهان اسـلام : آیتالله خامنهای و سیدحسن نصرالله بهترین آیه های این کتاب و مکتب اند.
در یک نتیجه گیری کوتاه می توان گفت: نگاه تک مولفه ای به شخصیت امام اگر چه به اسم امام باشد ولی در مسیر امام نخواهد بود و منحرفین از راه امام بهترین شاهد بر این ادعا هستند.
از دوستان بزرگورام محمد ولوی و حسن جهانگیری برای نوشتن در این خصوص دعوت می کنم.
چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست(حافظ)
پهنهی گفتمان انقلاب اسلامی ایران سقف بلندی است بر تحلیلهایی که به طور کامل در چارچوب فضای آکادمیک و دانشگاهی نمیگنجد و حداقل تا به امروز کسی از عهده حل معمای مختصات این سقف پر نقش و نگار برنیامده است.
انقلاب اسلامی ایران از زاویهی”انقلاب”ی بودن بر اساس مؤلفههای یک انقلاب دارای وجوه مشترکی با سایر انقلابهای سیاسی است تا آنجا که شهید مطهری نیز به وجوه مشترک انقلاب اسلامی ایران و انقلاب کبیر فرانسه از حیث آزادی خواهی اشاره می کنند.
قاطبه صاحب نظران بر این عقیده هستند که نقطهی تمایز و به بیانی بهتر؛ نقطهی افتراق انقلاب ما با سایر انقلابها، صورت “اسلامی” بودن آن است.

بر این عتقادم که این صورت” اسلامی” دربردارندهی دو وجههی سلبی و ایجابی منحصر به فرد است .انقلاب اسلامی ایران در یک صورت خود نقش اثبات و اجرا داشته و در صورت دیگر به نقض معادلات و فرمول های اجتماعی سیاسی دنیای مدرن می پردازد. نگاه تحلیلی به تاریخ انقلاب ها و حتی انقلاب مشروطه در ایران حاکی از مالکیت مختص این دو چهره برای انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ است:
۱- اجرایی شدن نظریه ولایت فقیه
۲- نقض فرایند سکولاریزاسیون و دنیوی شدن
صحبت از نظریه ولایت فقیه نه از عهده این حقیر برخواهد آمد و نه این عرصه مجازی مرا مجاز به سخن گفتن از آن می کند.خواندن چند کتاب در این خصوص پر از لطف ذهنی و معنوی است:
- ولایت فقیه نوشتهی امام رضوان الله تعالی علیه
- امامت و رهبری، پیرامون جمهوری اسلامی، پیرامون انقلاب اسلامی از مجموعه آثار شهید مطهری
- ولایت و فقاهت اثر آیت ا… جوادی آملی
اما در خصوص صورت دوم و سلبی انقلاب شکوهمند اسلامی دقت نظر در سخن آنتونی گیدنز- جامعه شناس معاصر خالی از لطف نیست.گیدنز در فصل چهاردهم کتاب “جامعه شناسی” گریزی به مقوله دین می زند، هر چند شناخت وی نسبت به نحله های اسلامی ناقص است، اما در نقش یک تحلیلگر تاریخ خوب ظاهر شده است:
“دیدگاهی که مارکس، دورکهایم و وبر همگی در آن سهیم بودند این بود که دین سنتی بیش از پیش در دنیای مدرن به صورت امری حاشیه ای در میآید- و دنیوی شدن(سکولاریزم) فرایندی اجتناب ناپذیر است.از این سه جامعه شناس شاید تنها وبر میتوانست حدس بزند که یک نظام دینی سنتی مانند اسلام ممکن است تجدید حیات عمده ای پیدا کند، و پایهی تحولات مهم سیاسی در اواخر قرن بیستم شود؛با این همه این دقیقا آن چیزی است که در دههی ۱۹۸۰ در ایران رخ داد.]جامعه شناسی آنتونی گیدنز-صفحه ۵۱۶[
نتیجه گیری:
دو چهرهی مذکور بی شک بهترین شاخص برای اندازه گیری میزان توفیق در نیل به آرمانهای نظامی است که شعله های آن از سال ۴۲ روشن و آتش آن درسال ۵۷ بر افروخته شد.پشتیبانی فکری و التزامی از ولایت مطلقهی فقیه با حمایت از ولی فقیه و مصونیت از سکولاریزم با پویا نمودن فقه که عصاره دکترین امام خمینی است، بدون شک ضامن رشد و بقای نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
این نگاشت در سایت تابناک
این نگاشت در سایت الف
این نگاشت در سایت پارسینه
اپیزود اول- نوامبر ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۰۵:
انقلاب نارنجی در اوکراین با محوریت “تقلب در انتخابات” ،”ابطال آراء” و”برگزاری مجدد انتخابات” در اوکراین،طی ماه های نوامبر ۲۰۰۴ تا ژانویه ۲۰۰۵ رقم زده شد وطی آن بر خلاف انتخابات اولیه ویکتور غرب گرا(یوشچنکو) در مقابل ویکتور روس گرا(یانکویچ) با اختلاف کمی موفق به کسب اکثریت آرا شد.موارد ذیل تاریخ واره هایی است که از ذهن مردم آن روز اوکراین فراموش نخواهد شد:
- اهدای سوغاتی های نارنجی از سوی هواداران ویکتور غرب گرا
- جذابیت نمادهای نارنجی رنگ و کلاه های ۴۵ دلاری
- تی شرت های ۲۲ دلاری نارنجی ها
- سی دی های گروه موسیقی راک حامی ویکتور غرب گرا با عنوان “ما پرشماریم”(سرود نیمه رسمی نارنجی ها)

اپیزود دوم- ژانویه ۲۰۱۰:
انقلاب نارنجی اوکراین به گفته کارشناسان آخرین نفس های خود را کشید و با رای ۵ درصدی ویکتور غرب گرا پایان یافت.ویکتور روس گرا با اختلاف رای ۱۰ درصدی نسبت به رقیب صریح اللهجه و سرشناس خود یولیا تیموشنکو پیشتاز دور اول پنجمین انتخابات ریاست جمهوری اوکراین شد.روز دوشنبه بعد از انتخابات به گفته رسانه ها سکوتی در این کشور حاکم بود که گویی اتفاقی نیفتاده است و این حاکی از مرگ نرم یک انقلاب نرم بود.
مبالغه نیست اگر بگوییم عصارهی انقلاب های رنگین یک تغییر جهت ناگهانی به سمت غرب و حذف موانع برای توسعه هژمونی امریکا است.نگاه کوتاه به جریان این انقلاب ها حاکی از این است که موضوع “دموکراتیزه شدن” در پیش و پس آن ها، کلاه مخملی مارک داری است که به سر ملت ها می رود.به تعبیر بهتر، انقلاب های رنگین سفره ای است که به گمان و البته تبلیغ رسانه های حامی آن ،تعداد “بی شماری” بر سر آن می نشینند فارغ از این که این سفره رنگین برکتی برای این به ظاهر “بی شمار” ندارد.
نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
کم نوشتنم در وبنگاشت نه به معنای ترک آن است.مشغله ها و دغدغه های جدید شاید فرصت نوشتن را از آدم بگیرد، اما فرصت نظاره کردن و فکر کردن را هرگز.اما با این حال مینویسم تا چه پیش آید…
انتخابات و حواشی پیش و پس آن به قدری فربه و پرحجم بوده و می باشد که بر کوچکترین شئون زندگی ما تاثیرگذاشته.بی انصافی است اگر بگوییم فضا عادی و همه چیز امن و امان است! خیر؛ دودستگی آن قدر عمیق شده است که اگر کسی بیرون گود بنشیند به زور حامیان دو دسته به داخل کشیده می شود.اختلاف سیاسی لازمه ی حیات سیاسی است اما اختلاف بین مردم مقدمه ای بر مرگ سیاسی جریانات و فعالیت های سیاسی است.
امروز اگر در جمعی بنشینی خواه در مسجد، خانه و یا دانشگاه و محل کار به هر ترتیب باید اعلام موضع کنی! اعلامی صریح! اعلامی که با حمایت تام از یک جریان و محکوم کردن گروه مقابل ممکن نیست.به قول خودمانی جز با به به چه چه به نفع یک جریان و فحش و ناسزا به جریان دیگر میسر نمیشود و این حالت مختص هر دو جریان است.تکلیف کسی که بخواهد مستقل باشد با کرام الکاتبین است!.
با عرض معذرت نسبت به تمامی رهبران و حامیان این دو جریان ،معتقدم که ریشه این اختلافات در رذیله تعصب و حمیت است که از دل رهبران این دو جریان سیاسی به مردم سرایت کرده است.
صریح بگویم:
تعصب و حمیت شخص آقای موسوی مردم را به مسلخ می برد و تعصب و حمیت آقای احمدی نژاد نخبگان ودانشمندان و هرکه از ایشان بیشتر بداند و بخواهد که بداند.تعصبی که به توهم نیز انجامیده است.
این تعصب در حامیان به گونه ای است که موجب می شود بی چون و چرا برای رهبران سیاسی شان سینه چاک کنند و قهرمان بسازند.
آقای موسوی مدعی دیروزین خط امام بود و آقای احمدی نژاد نیز مدعی امروزین آن خط است.اما همین امام عزیز در چهل حدیث می فرمایند:
“و اگر نفسیت و قومیت او را تحریک کرد که اگر باطلی هم از خویشاوندان و منسوبان خود ببیند،با آن ها همراهی کند و از آن ها حمایت کند، چنین شخصی دارای ملکه خبیثه عصبیت(تعصب) جاهلیت است.”
واقعا نمی دانم این آقایان را چه شده است!.
نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
در این موج انتخاباتی هیچ چیز لذت بخش تر از تقدیم گل به دوستانم نیست.انتخابات تمام می شود و موج ها می خوابد و برنده آنان اند که دل و دین و عقل و هوش خود را در گرو این امواج نسپارند و پذیرای رای ملت باشند و خوش گفت پیرجماران که : “میزان رأی ملت است.”
نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
حتماً شنیده و یا خوانده اید؛ خیاطان شیادی که پادشاهی را فریفتند و به او وعده دوختن لباسی را دادند که حرام زادگان نمی توانند آن را بر تن پادشاه رویت کنند.زمان پوشیدن لباس فرا رسید ، جشنی و همایشی و سمپوزیومی. مشاورین و معاونین شاه و از همه مهم تر شخص شاه ، از ترس اتهام حرامزادگی ، همگی به تشویق و تمجید و ذوق زدگی پرداختند و جو چنان مردم را گرفت که انگار نه انگار که لباسی بر تن پادشاه نیست.کودکی در آن میان فریاد زد: پادشاه لخت است! لخت است! لخت!.کودک معلوم الحال ،از عنایات فیلترینگ و ستاره دار شدن محروم نماند تا که دیگر شبهه افکنی نکند،عرض خود نبرد و بزرگان را به زحمت نیاندازد.
حکایت نظام های اجرایی در کشور ما و در رأس آن ریاست جمهوری بی شباهت به داستان بالا نیست.مدیری می آید با چند نفر انگشت شمار معاون و مشاور که دور او را احاطه کرده اند و او را با برنامه هایی عریان وارد نظام اجرایی می کنند و پایین دست ها هم ضمن تایید، تعریف و تمجید می کنند تا لباس اجرایی مدیر خوش جلوه کند.مدیر هم هر چقدر مخلص ،متعهد و حتی باسواد باشد ، جو ایجاد شده چنان بر وی تاثیر می گذارد تا جایی که شک نمی برد که ممکن است خطایی کرده باشد .از این رو، مصمم تر از قبل پیش می تازد و از عملکرد خود محکم تر دفاع می کند.
مدیریت اجرایی به سبک “لباس جدید پادشاه” اصلاح طلب و اصول گرا نمی شناسد، داستانی است تکراری که بیانگر نقش کم رنگ و نقص پررنگ خرد جمعی ما است.
کارشناسان،نشانه های خرد جمعی و توسعه یافتگی را در سه مقوله عنوان می کنند:
۱- توجه به دانش
۲- تولید فناوری
۳ – احساس مسئولیت ملی
به نظرشما نامزدهای انتخاباتی به مقولات فوق اهمیتی می دهند؟ کدام نامزد و یا نامزد ها؟ کدام مقوله ها و تا چه اندازه؟
نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
فارغ از بحث ، نقد و نظر امروز تصمیم گرفتم یک عکس ویژه در وبلاگم بگذارم که هنوز به طور گسترده منتشر نشده است.
آیا این افراد را می شناسید؟

نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
امروز بیست و دوم بهمن ماه ۱۳۸۶ است.۲۹ مین سالگرد ظهور استبداد گریزی مردمی که در حال حاضر پدران ،مادران ،اساتید و اکابر جامعه ی ما را تشکیل می دهند.۲۹ مین سالگرد از هم نوایی مردم آن زمان در نارضایتی از وضع موجود،خواه با شعور،خواه با شور و خواه با هر دوی آن.۲۹ مین سالگرد از واقعه ای که آن را مقدس می نامند.خارج از پهنه ی تجلیل، نیکو است که تن به دریای تحلیل این واقعه زنیم ،حتی به لحظه ای و نوشته ای و نقل قولی.

مناسب دیدم بخشی از سخنان شهید مطهری را از کتاب “پیرامون انقلاب اسلامی” ایشان در این وب نگاشت نقل کنم:
“از آنجا که ماهیت این انقلاب ماهیتی عدالتخواهانه بوده است ، وظیفه حتمی همگی ما این است که به آزادی ها بمعنای واقعی کلمه احترام بگذاریم ، زیرا اگر بنا بشود حکومت جمهوری اسلامی ، زمینه اختناق را بوجود بیاورد ، قطعا شکست خواهد خورد البته آزادی غیر از هرج و مرج است و منظور ما ، آزادی بمعنای معقول آن است .

هر کس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما ، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد اتفاقا تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری – ولو از روی سوء نیت – برخوردار بوده است این امر بضرر اسلام تمام نشده ، بلکه در نهایت بسود اسلام بوده است اگر در جامعه ما ، محیط آزاد برخورد آراء و عقاید به وجود بیاید بطوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل ، آرا و نظریات خودمان را مطرح کنیم ، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد می کند.

اینجا بی مناسبت نیست که خاطره ای برایتان تعریف کنم چند سال پیش در دانشکده الهیات ، یکی از استادها که ماتریالیست بود ، بطور مرتب سر کلاسها ، تبلیغات ماتریالیستی و ضد اسلامی میکرد دانشجویان به این عمل اعتراض کردند و کم کم نوعی تشنج در دانشکده ایجاد شد من نامه ای بطور رسمی به دانشکده نوشتم که عین این نامه را در حال حاضر در اختیار دارم و توضیح دادم که بعقیده من لازم است در همین جا که دانشکده الهیات است ، یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تاسیس بشود.”
پی نگاشت:
۱- یادم باشد دستاوردها را فراموش نکنم!
۲- شاخص انقلاب افراد آن نیستند!
۳-۲۲ بهمن مبارک باد.
نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
در قبال این رد صلاحیت ها چه باید کرد؟.سوالی که ذهن اهالی وبلاگستان را به خود مشغول ساخته است.امید عزیز در ذیل پاسخ به این سوال مرا نیز به پاسخ گویی دعوت نموده است.
سعی دارم به این موضوع از منظر شعور سیاسی مردم نگاه کنم.مردمی که با مشارکت در یکی از مهمترین ارکان دموکراسی یعنی انتخابات حس دموکراسی خواهی خود را به عرصه ظهور می گذارند.خدشه دار کردن این رکن بدون شک ضررهای سنگینی را متحمل دولت و ملت خواهد نمود.
در پروسه ی “از ثبت نام تا انتخاب” ،شورای نگهبان نقشی کلیدی بازی می کند و به عنوان یک فیلتر، ناصافی های سیاسی را به سلیقه ی خود پالایش می کند.به شخصه معتقدم این پالایش بیش از آنکه بر اساس مبانی تدوین شده ای صورت گیرد ،متاثر از نظرات و سلایق شخصی حاکم براین شورا می باشد.

کمی توجه می کنیم ،می بینیم و سوال می کنیم!
چگونه می شود که یک نماینده در یک دوره از مجلس تایید صلاحیت شده و از سوی مردم انتخاب شود و در دوره ی بعدی رد صلاحیت شود؟
یا مردم اشتباه نموده اند ،یا شورای نگهبان و یا نماینده.بهتر است بگوییم یا مردم اشتباه نموده اند و یا شورای نگهبان ،چون رد صلاحیت و یا تایید یک نماینده و قدم نهادن در این دایره در نهابت با عبور از صافی شورای نگهبان میسر است.فلذا آنچه که از این رد صلاحیت ها برداشت می شود یکی از این دو گزینه است:
۱- مردم شعور سیاسی کافی را ندارند
۲- شورای نگهبان سلیقه ای عمل می کند.
به شخصه نظر به گزینه ی دوم دارم.چندی پیش جنتی دبیر شورای نگهبان به راحتی با نظر شخصی خود اصل ۳۷ ام قانون اساسی رو زیر سوال برد و آن را فاقد مبنای حقوقی خواند .
اصل ۳۷ قانون اساسی میگوید: “اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانونی مجرم شناخته نمیشود، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.”
اما جنتی در اظهارات خود گفت: بحث “اصل بر برائت افراد است؛ مگر این که خلافش ثابت شود” پشتوانه حقوقی صحیحی ندارد.
سخنان دبیر شورایی که وظیفه حفظ قانون اساسی را دارد خود یکی از مهمترین اصول این قانون را زیر سوال می برد.
اما چه باید کرد؟
معتقدم باید گفت چه باید بکنند.توازن و بالانس قدرت در بین جناح ها و سلایق سیاسی متفاوت و درک تفاوت ها سیاسی اگر به عنوان رویکرد حاکمیت قرار گیرد حلال بسیاری از مشکلات خواهد بود.حاکمیت و دولت یک دست بیشتر شبیه به یک رویای سیاسی می ماند چرا که نگاه به سیر تحولات سیاسی حاکی از این است که تمرکز قدرت فساد آور و تفرقه انگیز است و تعامل نه چندان مناسب دولت نهم و مجلس هفتم که به ظاهر یکدست خوانده می شد گویای این مهم است.
نوشته شده در قسمت :
سیاست نامه توسط :
محمد سجاد جوزدانی
امروز سالروز سوم تیر است.بهتر است فارغ از حب و بغض ها و تمجید ها و تکفیر های سیاسی، بازبینی مجملی داشته باشیم بر فعالیت های دموکراتیک خودمان، بر انتخاب کردن های سیاسی مان.مهربانانه و دور از هر گونه ایدئولوژی زدگی مفرط بنشینیم و مداقه ومباحثه کنیم.از خودمان بپرسیم خاستگاه وخواستگاه مردم جامعه ی ما در حوزه ی سیاست و حاکمیت کجاست و چیست؟ خواستگاهی که هر دوره از انتخابات مسیر آن عوض می شود و آزمون و خطایی دیگر را برای مان رقم می زند.نگاهی گذرا به گزینه های منتخب سیاسی مردم ایران در نگاه اول حاکی از بی هدفی سیاسی در جامعه در حال گذار ماست.اما به شخصه معتقد به وجود چنین بی هدفی نیستم بلکه انتخابات سیاسی در ایران را بیشتر از اینکه یک انتخاب بدانم یک واکنش به وضعیت سیاسی و خواسته مردم نسبت به تغییر وضعیت و بهبود آن می دانم.

طبع عامه ی ما ایرانیان طبعی تنوع طلب است،طبعی است که نو شدن را دوست دارد و گاهی نیز از آن می هراسد.ایرانیان در انداختن طرح نو را دوست دارند.اما ورود چنین طبعی به متن فعالیت های سیاسی مردم کشور در جامعه ای که ساختار آن پس سقوط نظام شاهنشاهی به حداقل هایی از دموکراسی حداقل نسبت به کشور های شیخ نشین همسایه رسیده است ،مشکل ساز می شود.خروج از بازی آزمون خطا و رسیدن به خط تعادل در امور سیاسی و فعالیت های سیاسی مرد در وهله اول اجازه دادن به بومی شدن دموکراسی در کشور است.معتقدم هنوز مردم کشور ما دموکراتیک نشده اند و روح استبداد زدگی هنوز بر ما حاکم است.بومی شدن “دموکراسی” به عنوان نظام سیاسی عصر جدید بدون ورود به گفتمان عصر جدید میسر نخواهد بود.عصری که زبانی انتقادی دارد و زبان انقاد در حوزه سیاست به دست رسانه ها و مطبوعات و رادیو تلویزیون است نگاه مفرط و خطی مشی تئوری توطئه در برخورد با رسانه های هنوز سدی برای دموکراتیک شدن جامعه ی سیاسی کشور است.

این ترکیب را بارها شنیده اید:”سیاست های کلی نظام”.واضح و روشن است نظامی که جمهوری اسلامی نام دارد باید ساختاری دموکراتیک و نظارتی اسلامی بر آن حاکم باشد.علوم و حقوق سیاسی جدید خطی مشی سیاسی جامعه را تعیین کرده و علوم دینی نقش ناظر و قاضی را بازی کند.سیاست های کلی اگر به شکل ساختاری تعریف شود بدون شک اولین خواستگاه آن حفظ و ارتقای منافع ملی کشور.”منافع ملی” ترکیبی است که می تواند بهترین ابزار برای محک زدن رهبران سیاسی کشور دانست.
امروز سوم تیر ماه است بد نیست نگاهی بیندازیم به فعالیت های دولت احمدی نژاد و بررسی کنیم که در آوردگاه حفظ منافع ملی دولت نهم چقدر توفیق و چقدر خطا داشته است.
بی شک منافع ملی شامل همه مولفه های تاثیر گذار بر موقعیت داخلی و خارجی مردم ایران می شود.عزت،استقلال،آرامش،تولیدات انژتیک و صنعتی شدن ارتقای تعامل و جذب سایر ملل.

دولت نهم بیش از هر دولتی داعیه دار دولتی بسیار مذهبی و به قول احمدی نژاد حکومت اسلامی است.حال اگر خواستگاه اجتماعی دین ارتقای معنویات در بین مردم باشد،دولت نهم به چه میزان در این مهم موفق بوده است؟