می خواهم از مطهری بنویسم.
می خواهم از مطهری بنویسم.آری دو روز دیرتر!.مطهری دو روز پیش شهید شد ولی من امروز می نویسم.نسل من همیشه دیر می رسد.موقعی می رسد که برای اش تصمیم گرفته اند! یک مشت ژاندارم سیاسی ، اقتصادی و دینی!
می خواهم از مطهری بنویسم.
خلاصه می نویسم.مثل سایر حرف هایم. خلاصه نویسی را دوست دارم. خلاصه ای که برای ش مفصل فکر کرده ام ، مفصل خوانده ام ، مفصل کلنجار رفته ام ! مفصل گریسته ام ! مفصل خندیده ام! و مفصل هایی که به طور قطع، این خلاصه نویسی های دست و پا شکسته ، حق مطلب اش را به جای نمی آورد.
می خواهم از مطهری بنویسم!
مطهری را از کودکی می شناسم. فراموش نمی کنم شبی را که پدرم با یک دسته کتاب به منزل آمد . با مادرم نشستیم و کتاب ها را جلد کردیم- جلد های پلاستیکی شفاف. چقدر رنگ سبز دوجلدی "داستان راستان" برایم نوستالژیک است."داستان راستان" مطهری در کنار کتاب های دیگر کتابخانه قرار گرفت ،در کنار داستان "شیر و جنگل" و امروز هم تکرار همان "شیر و جنگل" است : جنگل اندیشه و شیرهایی که هر روز هوس طعمه ای می کنند . من و مطهری از ابتدا با هم بودیم.از کودکی ، دوران مدرسه و سال های تنهایی دانشجویی در این غربت عقل و دل.

می خواهم از مطهری بنویسم!
دوسال پیش در این وب نگاشت نوشتم که :"مطهری آخوند نبود" و این به مذاق بسیاری از دوستان خوش نیامد.امروز نیز می گویم که "مطهری آخوند نبود".مطهری متفاوت است با اغلب روحانیت ای که امروز و دیروز در حوزه های علوم دینی غالب وقت خود را صرف عربی خواندن ای می کنند که خود هیچ از آن نمی فهم ند .مطهری خارج از دایره ی تنگ و بسته ی این حوزه ها فلسفه می خواند ! فلسفه ای که رفرنس هایش به فتوای ارباب فقه نجس بود.مطهری پشت بلندگوها سخن از :"درخت آفت زده روحانیت" به میان می آورد.بلندگوهایی که به گفته ی خود مطهری توسط روحانیون ، موسوم به "بوق شیطان" بود.مطهری از مارکسیسم گفت! از بیمه گفت! از حقوق بشر گفت! از حجاب! مشکلات جسنی جوانان! مقتضیات زمان! تاریخ! خصوصی سازی ! و صد ها موضوعی که هنوز حوزه های خمود دینی حس و حال و برنامه ای برای غور ،مطالعه و مباحثه در خصوص آن را ندارند.
می خواهم از مطهری بنویسم!
پشت جلد کتاب های مطهری سخنان پرمعنای خمینی در خصوص آثار وی را بخوانید:
"من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه می کنم که کتاب های این استاد عزیز را نگذارید با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود."
اما نمی گذارند که نگذاریم!
کتاب ها و اندیشه هایی که در برهه های سیاسی عمر انقلاب گاهی فراموش شدند.!
نسل ما امروز می پرسد: که چرا کتاب های اقتصادی مطهری در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی چاپ نمی شد؟!
نسل ما امروز می پرسد: چرا احمدی نژاد سخن از اخراج اساتید سکولار دانشگاه ها می زند در حالی که دو دهه ی پیش ، مطهری سخن از آزادی بیان در مجامع علمی و حتی تاسیس تریبون ماتریالیستی برای بحث در دانشگاه تهران به میان می آورد؟!
می خواهم از مطهری بنویسم!
مطهری با بسیاری از مطهری نماهای امروز متفاوت است.
خلاصه نوشتم.تند و تیز!
روحش شاد!

